ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

77

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

طبقها « 1 » اعنى مشيمى و عنبى از غشا لين بوذ از اغشيهء دماغ و از بس اين طبقه مشيمى يكى طبقه بوذ نام وى « 2 » طبقهء صلب و بيش اين طبقهء عنبى يكى طبقه بوذ نام « 3 » قرنى و معنى قرن سرو بوذ و اين طبقه را از روشنى و صلابت ماننده كرده‌اند بسرو كى ورا تنك كرده باشند تا هرج زير وى بنهى بديد آيذ و منشاء اين طبقهء صلب و طبقه قرنى از غشا صلب است از اغشيه‌ى دماغ و از زير قحف يكى غشاست سبيد و صلب و قايهء دماغ و قحف نام آن غشا سمحاق و گرد اندر كرد اين طبقه قرنى يكى طبقه است نام وى طبقهء ملتحمه و اين طبقه را از بهر ان ملتحمه خوانده‌اند كوى بر طبقهء قرنى بر جن كفشير كردست و لحام بتازى كفشير بوذ و ببارسى اين طبقه را سبيدى جشم خوانند و جنانك منفعت « 4 » اين طبقه قرنى و صلب « 4 » وقايه كردنست مر طبقات و « 5 » رطوبات جشم را هم‌جنين منفعت طبقهء ملتحمه نكاه داشتن « 6 » است اين طبقات و اين رطوبات را تا بيرون نيفتند « 6 » از جاى خويش و منشاء اين طبقهء ملتحمه از سمحاق بوذ . اينك تركيب العين برين صفت بوذ از هفت طبقه و سه رطوبت . هيئة الانف « 7 » هيئت بينى بر كردار ناى است و نيمهء برين از بينى از « 8 » استخوان است و نيمهء زيرين از غضروف ، وز « 9 » وى دو منفعت است يكى منفعت بوى شناختن است « 10 » و ديكر منفعت دم زدن ( f . 66 ) و روشن داشتن آواز « 11 » و مر ورا « 11 » دو سولاخ است يكى بسوى حنك و ديكر بسوى عظم مشاش و بوى بدان سولاخ داند كبسوى عظم مشاش است « 12 » و دم زذن بدان سولاخ « 13 » كبسوى حنك است

--> ( 1 ) - ف : طبقه ( 2 ) - ف : او ( 3 ) - ف : نام وى ( 4 - 4 ) - ف : طبقه قرنى صلب ( 5 ) - ف : و مر ( 6 ) - ف : اين طبقاتست و اين رطوبات تا بيرون نيفتد ( 7 ) - ف : باب فى هيئة الانف ( 8 ) - ف : « از » ندارد ( 9 ) - ف : و از ( 10 ) - ف : « است » ندارد ( 11 - 11 ) - ف : او را ( 12 ) - ب ه : يعنى . . . ( 12 - 13 ) - ف : و دم بدين سولاخ زند